بدون عنوان
خیلی دلم واسه وبلاگت تنگ شده بود پسر کوچولو.
دلم واسه دوست جونام و نی نی هاشون هم تنگ شده بود.
پسرم دیگه چیزی به تولد 2 سالگی ت نمونده.الان هم توی ماه محرم هستیم ماه تولد تو.
امروز روز جمعه می خواستم تو رو به مراسم سوگواری علی اصغر ببرم که همه اش نی نی ها هستند اما تو چون شب قبل دیر خوابیده بودی و شب تا صبح هم زیاد بیدار شده بودی تا ساعت 11 خوابیدی و نتونستیم بریم.
حرفهای زیادی میزنی و همه چی رو هم تکرار میکنی.جمله های 2 تایی رو هم زیاد میگی.مثل بابا رفت یا مامان برو البته میگی بلو
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
